کوههای پر برف قفقاز . . .


کیست که بتواند
آتش بر کف دست نهد
و با یاد کوههای پر برف قفقاز
خود را سرگرم کند
یا برهنه در برف دیماه فرو غلطد
و به آفتاب تموز بیاندیشد
یا تیغ تیز گرسنگی را
با یاد سفره‌های رنگارنگ کُند کنَد

نه! هرگز!
هرگز هیچ کس چنین خطری را به چنان خاطره‌ای تاب نیاورد
از آنکه خیال خوبی‌ها درمان بدی‌ها نیست
بلکه صد چندان بر زشتی آن می‌افزاید.
صد چندان بر زشتی آن می‌افزاید

                                               « از شکسپیر با صدای زنده یاد فرهاد »

 

/ 4 نظر / 44 بازدید
محمد فیاض

سلام ممنون که سر زدی . از "فرهاد" نوشتی . خدا رحمتش کنه . من خودم نمی خوام توجیه کنم که اسلام کامله ! ولی هرجور فکر می کنم با استدلال عقلی می بینم از این کاملتر چیزی وجود نداره ... حالا تو می خوای اسم این رو تعصب بذاری یا نه ! نمی دونم ! نمی دونم شاید چیزی که تو بهش می گی اسلام فقط ظاهر اون باشه یا چیزی که امروز در ایران به عنوان اسلام از اون یاد می شه ... من در خیلی موارد در ایران اسلام نمی بینم ... خیلی از اعمال که به نام اسلام و از طرف نمایندگان اسلام مطرح می شود بیشتر از اینکه جنبه ی دینی داشته باشند جنبه ی سودجویی و سیاست دارند ... من با این ها مخالفم ... . من به دنبال اسلام نابم که مرزی نمی شناسد ... [گل]

آیدا

خواهش می کنم.آره خیلی قشنگه...فعلا بطور رسمی آهنگش رو نداده بیرون. تو "ادامه مطلب" شعرش رو نوشتم. در ضمن با شکسپیر کاملا موافقم! موفق باشی

اردیبهشت

O! who can hold a fire in his hand By thinking on the frosty Caucasus? Or cloy the hungry edge of appetite By bare imagination of a feast? Or wallow naked in December snow By thinking on fantastic summer's heat? O, no! the apprehension of the good Gives but the greater feeling to the worse.

soomi

ye ketab khondam be esme kafe piano,engar ke ketab ro to neveshte budi[لبخند]