ت ر و ر !؟

آهای!!

نخواهید این روزها رو!

نخواهید!

 

/ 9 نظر / 24 بازدید
مهیا

[دست]کوتاه و خیلی جالب ممنون به منم سر بزنین.اگه خواستین لینکمم کنین

نازنین

جالب بود موفق باشی که موفقیت حق توست بهم سر بزن منتظرتم[چشمک]

نازنین

جالب بود موفق باشی که موفقیت حق توست بهم سر بزن منتظرتم[چشمک]

خسته

ما هم نمی خواهیم و ما بیشمار مردمانیم خسته ولی امیدوار

زهرا

نمی خواهیم و نخواهیم خواست ...

فریبا

روز های بهانه و تشویش روزگار ترانه و اندوه روزهای بلند و بی فرجام از فغان نگفته ها انبوه روزگار سکوت و تنهایی پی هم انس خویشتن ، گشتن سالخوردن ، به کوچه های غریب تیغ افسوس بر فراغ آوردن من از این خسته ام که می بینم تیرگی هست و شب ، چرا غی نیست پشت دیوار های تو در تو هیچ سیزینه یی ز باغی نیست روزهای دروغ و صد رنگی پوچ و خالی ز دل سپردن ها روز گار پلید و دژخیمی بر سر دار ، یار بردنها روزگار هلاک بلبلها جغد ها را به شاخه ها دیدن روز هایی که نیست دیگر هیچ در کت مردها پلنگیدن من از این خسته ام که می بینم تیرگی هست و شب ، چرا غی نیست پشت دیوار های تو در تو هیچ سیزینه یی ز باغی نیست

ناصر

کاملا با حرفت موافقم حامد ِ عزیز...نمی خواهیم این روزها را!!! سلام...سلام.. بازم یادم رفت سلام...[گل] از حضورت توی وبلاگم،و نظرت که به شدت دلگرمم کرد ممنونم حامد عزیز...خوشحالم که هستی و من رو می خونی...شما بزرگواری و به من لطف داری...امیدوارم همیشه باشی و باشم و باشد،حرفی از برای گفتن... یا حق [گل]

حافظ ايماني

ابریق و ابرقی به چه کارت می‌آید؟ من برقِ هوا را دیدم که … که قل اعوذ بربّ الناس تثلیث و حوض مسجد لقمان به چه درد کسی خواهد خورد؟ انگار بلا را دیدم که … که قل اعوذ بربّ الفلق