آرام و تنها

هستی
شده تصویری ز رویا
عطش دل مانده برجا
غم این تنها بودن، چو تبی می‌سوزد تن، شب من تنها تر از من

می‌روم تا کشور خواب
می‌زنم پر مست و بی تاب
در فضای بیکران، می‌پرم نرم و سبک، سرشار رویا ...!
- ای شب خاموش من، با غم من خو بگیر، آرام و تنها.

                                     «ترانه‌ای از محمد نوری»

/ 2 نظر / 19 بازدید
تقویم صبورا

سلام...دستتون درد نکنه......انتخاب قشنگیه....من از صدای محمد نوری خیلی خوشم میاد بخصوص... جان مریم.....

رها

حس عجیبی به آدم میده این شعر...