لوکس، استاد مهربان و دانشمند

جمعه ظهر هجدهم تیرماه. اولش فکر کردم سرکارم گذاشتند. ولی بعد مثل خوره افتاد توی سرم که نکنه راست باشه. دکتر گفته بود برای کارهای درسی و پایان نامه به شماره خونه تماس نگیرم. من هم اصلا راحت نبودم که مزاحم خونه شون بشم، برای همین حتی هفته پیش پنجشنبه و جمعه رو صبر کردم که شنبه به دفترشون تو دانشگاه تلفن کنم. دکتر گفت که دو سه روزی به دلیل کسالت همسرشون دانشگاه نمی ره و این آخرین باری بود که صداشون رو شنیدم...
به خودم جرات دادم و یک سناریو تو ذهنم ساختم که از این که روز تعطیل به منزل دکتر زنگ می زنم به لکنت نیفتم. صدایی گوشی رو بر داشت. دکتر بود. خوشحال شدم از اینکه خبر دروغ بوده... . پرسید شما؟ خودم رو معرفی کردم. صدا غمگین شد. گفت متاسفانه دیروز ساعت هفت بعدازظهر دکتر لوکس از دنیا رفت. برادر دکتر بود. صدا و لحن صحبت کردن شون مثل دکتر بود. نمی دونستم چی بگم. مغزم هنگ کرده بود. تسلیت گفتم و راجع به مراسم سوال کردم. ایشون هم گفتند دوشنبه مراسم خاکسپاریه ... .
همین! خبر کوتاه بود و دردناک. استاد مهربان و دانشمند ما فوت کرد. این ضایعه رو به همه ایران تسلیت می گم.

/ 3 نظر / 38 بازدید
سلیمه

جدی دکتر فوت کرد؟ چه طوری؟ اصلا باورم نمیشه. می دونم که چقدر دوستش داشتین و چه کارای بزرگی می خواستین به کمکش انجام بدین. از دست دادن استاد راهنمایی که اینقدر با ذوق و شوق انتخابش کردین، خیلی دردناکه. صمیمانه تسلیت می گم.

پاسپارس

حامد عزیز. تسلیت می گم. من ایشان را نمی شناختم و درباره او از خودت شنیده بودم. با این حال می دانم که بخصوص برای تو فوت ایشان حادثه ای مهم و غم انگیز است. این هم از آن بازی های روزگار است...